فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
65
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
معطر كرده و همين ديروز پختهاند . شيرينيهايى مانند گلولههاى بلورين ، مانند قطعاتى از سنگ يشم ، مانند كثير الاضلاعى از ياقوت ، شيرينيهايى به درخشندگى الماسهاى تاج خليفه ، شيرينيهايى نظير آنچه حسن براى ياسمين در كوچهء سعادت نزديك چشمه دو كبوتر ساخت . « 1 » يك نامهنويس حرفهاى در حالى كه روى يك قاليچهء نماز كه دو پا عرض و سه پا طول دارد نشسته و ميزى به بلندى سه اينچ در جلو خود قرار داده حاضر است كه نامههايى به مضمون تهنيت مولود جديد يا تسليت فقدان كسى ، براى بيسوادان بنويسد . در گوشههاى اسرارآميز دخمهاى تاريك كه به حقيقت در شخص توليد رعب و وحشت مىكند ، شترى عظيم الجثه چشم بسته سنگهاى آسيايى را ، كه روغن را از دانه جدا مىكند ، مىگرداند . نور بسيار ضعيفى بر اين گوشهء دورافتاده و اسرارآميز مىتابد ولى آنقدر هست كه غبار سبز ، سفيد يا زرد رنگى را بر كليهء اشيايى ، كه در آن دخمه هست ، بيفكند و به اين ترتيب شتر و شترسوار را يك رنگ و يك طرح سازد . از اينجا كه گذشتيم بساط ميوهفروش به چشم مىخورد كه مثل تخته رنگ نقاشى مملو از رنگهاى اصلى است و در جلو آن بلبلى در قفس گردى كه از نى ساخته شده ديده مىشود اين قفس را با پرهاى رنگين و مهرههاى آبى زينت دادهاند ؛ بلبل غمگين در آرزوى گل سرخ و شاخسار ، ماتمزده است . هر گاه در گوشه و كنار سر بكشيد قربانيان محزونتر و غمزدهتر شاگردان مكتب دى كوينسى « 2 » را مشاهده خواهيد كرد . ولى براى بازيافتن نشاط و خوشدلى مىتوان به دكانهاى سراجى با آن يراقها و منگولههاى مخصوص قاطر و شتر يا به دكه پينهدوز با آن گيوههاى سفيدش يا به كوزهگرى كه بر گل مرطوب مشت مىزند يا فروشنده حنا و سرمه نظر انداخت . اينها با كالاهايى كه بر روى پيشخوان دارند به انتظار مورخان نشستهاند تا راجع به آنها صدها كتاب دويست صفحهاى به رشتهء تحرير درآورند . در اين محل ، موضوع براى نگارش داستانهايى از زندگى مشرق زمين فراوان است . طرز زندگى مشرق زمين از ديرباز تاكنون تغييرى نيافته . به عبارت ديگر ، به همان اندازه كه كرهء ماه از زمان حاجى بابا يا هارون الرشيد با ماه امروزى
--> ( 1 ) . اين جملات را مؤلف از هزار و يك شب نقل كرده است . - م . ( 2 ) . De Quincy ( 1785 - 1859 م ) نويسندهء بزرگ انگليسى كه به خوردن ترياك معتاد بود و كتابى به عنوان اعترافات يك ترياكى نوشته است . مقصود مؤلف از شاگردان مكتب دى كوينسى مردم ترياكى است . - م .